گاهی اگر توانستی
اگر خواستیاگر هنوز نامی از من در سر داشتی
نه در دل...
در کوچه تنهایی من قدمی بگذار
شلوغی کوچه ظاهریست
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم آبان 1389ساعت 10:20  توسط نفس
|
گاهی اگر توانستی
اگر خواستیاگر هنوز نامی از من در سر داشتی
نه در دل...
در کوچه تنهایی من قدمی بگذار
شلوغی کوچه ظاهریست
«بدرود» را نگفته
برای سلام تو
از اولین دقیقه دلم تنگ میشود.
شاید!
شعر همین است
که من عاشق تو باشم
و تو!
با هر که میخواهی